تبليغاتX
جام زندگی پر است از می ناب خدا
شهادت مولا تسلیت باد
 

یا علی ذاتت ثبوت "قل هو والله احد"

نام تو نقش نگین امر "الله الصمد"

"لم یلد" از مادر گیتی و "لم یولد" چو تو

"لم یکن" بعد از نبی مثلت "له کفواْ احد"

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 21:33 توسط ساحل دانایی

فلاش بک
 تقدیم قدومت این شعر قدیمی:

ایام صیام است و منم مست سیامست

ایام به کام است و مرا هست به کام است

آن صوفی سر گشته که بشکست مرا جام

گو رو که دگر عیش مرا جام مدامست

شهلای سیه چشم تو در جام من افتاد

پر خون ز سبوی لب لعلت می خام است

ساقی بنما پر قدحم را ز می ناب

افطار نمودن بجز از می چه حرامست

سر می نهم از جور و جفایت به بیابان

افسوس و فغان زلف سیاهت چو لگام است

"ساحل دانایی" 

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 10:6 توسط ساحل دانایی |

چلچراغ شب کاشانه

باز امروز دلم

کوله بارش همه اندوه وغم است

بند دل باز گسست

سیل اشک از  سر دیواره دل

برد ویرانه من

آه کو !

چلچراغ شب کاشانه من

باز امروز دلم    

پی یک ضربه کوچک بشکست

 صبراز دست گذشت

 ریخت آن خون فروخورده دل

  روی  گلگونه غم خانه من

 آه کو !

 چلچراغ شب کاشانه من

 همه هست برست                                           

مانده یک دل  دل ویرانه و من

 چلچراغ شب کاشانه من

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 22:33 توسط ساحل دانایی |

جان دوباره

باران که از وجود تو سرچشمه میزند

در کاسه دو چشم من تشنه میزند

سیراب چون نگشت دل غم گسار من

با دست خود به چشم سرم دشنه میزند ........

ساحل دانایی

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 22:0 توسط ساحل دانایی |

آه از تنهایی
زنگ بر در

و صدای نفس آمدنت

انتظار از لب دیوارپرید

حلقه شوق زچشمان ترم

روی گل گونه صبرم لغزید

آه از تنهایی

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 2:53 توسط ساحل دانایی |

پرتو مهر
تقدیم به مادر بزرگم:

مادرم انکه مرا نیک بزاد
پرتو مهر درونم بنهاد
رفت و درخاطره کوچک من
گرمی دیده او یاد بماند 
ساحل دانایی ۲۴/۱۱/۸۶

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 11:10 توسط ساحل دانایی |

مادر

مادرم سبز ترین سبز خداست
کار هایش همگی نبض خداست
کاسه چشم پر از خنده او
چشمه مهر لبالب ز خداست

ساحل دانایی ۲۰/۱۱/۸۶

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 19:25 توسط ساحل دانایی |

جمله

 

* میشه دل داد ولی دل نبست

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 9:13 توسط ساحل دانایی |

مجنون
بر برگ گل نوشتم خطی به رنگ مجنون
با اشک و آه وحسرت با ناله های دل خون
در کوی دوستداران هستند می گساران
لیلا تر تو لیلا مجنون تر از تو مجنون
ساحل دانایی
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 14:34 توسط ساحل دانایی |

رجعت
قطره ای از باران
روی پیشانی سبز ایمان
دل اکسید شده
زنگ غفلت زده بر قلب سیاه
هجرت نور به تنهایی چاه
ماه
 
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 12:7 توسط ساحل دانایی |